مجتبى ملكى اصفهانى

115

فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )

موضوع له آن لفظ است ، به همراه نصب قرينه‌اى بر عدم اراده‌ى معناى اصلى ( موضوع له ) آن لفظ . به عبارت ديگر : مجاز لغوى عبارت است از استعمال لفظ در معنايى غير از معناى موضوع له آن به شرط وجود علاقه‌ى معتبرى بين معناى حقيقى ( موضوع له ) و معناى مجازى كه لفظ در آن استعمال مىشود . مجاز مشهور مجاز مشهور وقتى است كه استعمال لفظ در معناى مجازى آن چنان شهرت پيدا كند كه هرگاه آن لفظ استعمال مىشود ، همان معناى مجازى به ذهن بيايد . در مقابل اين قسم ، مجاز غير مشهور قرار دارد . به عنوان « حقيقت و مجاز » رجوع شود . مجتهد در اصطلاح ، مجتهد به كسى گفته مىشود كه تمام توانايى خود را براى استنباط احكام شرعى فرعى به كار مىبرد . به عنوان « اصولى » مراجعه شود . مجمل مجمل در اصل لغت عبارت است از مجموع و در مقابل « مفصّل » است . در فرق بين اجمال و تفصيل گفته شده : مجمل در جايى است كه امورى چند به لحاظ واحدى ملاحظه گردد ، و تفصيل در جايى است كه به ملاحظات متعدّد لحاظ گردد . در اصطلاح اصوليين ، مجمل عبارت است از آنچه كه مراد از آن روشن نباشد و اين خفاى مقصود نيز ناشى از نفس لفظ باشد و خفاى آن نيز تنها با بيان به كار برنده مجمل بر طرف گردد . مجمل سه قسم است : 1 - آن نوعى كه از حيث لغت فهم معناى آن متوقّف بر تفسير باشد ، مانند هلوع ( بىتاب ، بىقرار ) . 2 - آن نوعى كه معناى لغوى آن روشن است ولى آن معناى لغوى مقصود نيست ، مانند لفظ صلاة و ربا .